ميرزا حسن حسينى فسايى

124

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

فارسنامه‌ها و منابع تاريخى و جغرافيائى درباره فارس و شيراز پيش از فارسنامه ناصرى پيش از فارسنامه ناصرى كتب متعددى دربارهء فارس و شهرستانهاى آن تأليف شده است ، از اين كتب بعضى صرفا نام « فارسنامه » را بر خود دارند مانند فارسنامه ابن بلخى و بعضى چون شيرازنامه يا مزارات شيراز مستقلا به بررسى تاريخ يا جنبه‌اى از شهرهاى فارس پرداخته‌اند و گاهى ، كتبى چون حدود العالم و نزهة القلوب و امثال آنها نيز به تفصيل به فارس و شهرها و رجال و آب و هواى آن ، در كنار بررسى ساير شهرها و استانهاى ايرانى اشاره داشته‌اند كه ما ذيلا به معرفى آنها مىپردازيم : الف - كتب مستقل درباره تاريخ و جغرافياى فارس و شهرهاى آن : 1 . فارسنامه ابن بلخى : اولين كتابى است كه نام فارسنامه را بر خود دارد اما به نظر نمىرسد كه ميرزا حسن فسائى اين كتاب را در اختيار داشته يا ديده باشد ، زيرا مطلقا در فارسنامه ناصرى بدان اشاره‌اى ندارد و مسلم است كه ميرزا حسن اگر اين كتاب را ديده بود همانند موارد ديگر از آن سخن مىراند و در مقام بيان حوادث يا قراء و قصبات به آن اشاره مىنمود . فارسنامه ابن بلخى در زمان ابو شجاع محمد بن ملكشاه نوشته شده است و نويسنده كه به قول خودش « بنده را تربيت پارس بوده است اگرچه بلخىنژاد است « 1 » » به فرمان پادشاه كوشيده است كه پارس را كه « طرفى بزرگ است از ممالك محروسه و همواره دار الملك و سريرگاه ملوك فارس بوده است روشن گردانيده آيد و نهاد و شكل آن و سير ملوك پيشينگان و عادات حشم و رعيت و چگونگى آب و هوا و شمار هر بقعتى از آن معلوم كند و عبرت آن معاملات بر قانون قديم و قانون كه اكنون معتبر است معين شود تا علم اشرف سلطانى بدان احاطت يابد . . . » « 2 » بنابراين ، ابن بلخى با هدفى محدود و بقول خودش با بيانى مختصر در اواخر قرن پنجم هجرى به كار تأليف اين كتاب دست زده و از كتابهاى معتبر فارسى و از منابع تاريخى و جغرافيائى پيش از اسلام سود برده است و گهگاه از سنى ملوك الارض و تاريخ طبرى و بعضى كتب عربى و فارسى بهره برده است و كتاب خود را با اين عنوان در وصف فارس شروع مىكند كه : « ولايت

--> ( 1 ) . فارسنامه ابن بلخى ، ص 3 ، چاپ لسترانج و نيكلسن . ( 2 ) . همانجا ، ص 3